فاجعه سینما رکس ، آتش انقلاب اسلامی (بخش اول : اعترافات تکبعلی زاده)

Warning: Undefined variable $title in /customers/0/8/f/seculardemocrat.org/httpd.www/wp-content/plugins/add-to-social-bookmarking/ps-add-to-social-bookmarking.php on line 64

Cinemarex

بخش ۱

اعتراف تکبعلی‌زاده

یک سال و نیم پس از انقلاب بهمن ۱۳۵۷، سرانجام حکومت اسلامی ایران با بی‌میلی دادگاهی برای آتش‌سوزی سینما رکس در شهر آبادان برگزار کرد، آتش‌سوزی‌ای که پنج ماه پیش از انقلاب روی داد، و بیش از۵۰۰ انسان در آن سوختند. بازماندگان قربانیان برای تشکیل دادگاه سخت جنگیده بودند، و همچنین، متهم اصلی، حسین تکبعلی‌زاده، که به او انگ همکاری با رژیم پیشین زده بودند، برای تعیین وضعیت‌اش به حکومت تازه‌تأسیس فشار فراوانی آورده بود.

به گفته‌ی اسلامیون و دیگر گروه‌های مخالف رژیم شاه، این حکومت سینما را آتش زده بود. آن جنایت هولناک خشم ایرانیان را برانگیخت و سبب پیوستن صفوف میلیونی به جنبش ضد حکومتی که از چندی پیش آغاز شده بود و تضمین پیروزی مخالفان رژیم گردید. با این همه، یک سال پس از پیروزی انقلاب، خانواده‌های بازماندگان مدعی شدند مدارکی به دست آورده‌اند که نشان می‌دهد خودِ اسلامیون سینما را به آتش کشیده‌اند.

بخشی از بازماندگان در دادگاه حضور داشتند. جعفر سازش، که پنج فرزند و نوه‌اش در آتش سوخته بودند، و چند تن از رهبران بازماندگان هم، به رغم بدبینی به اهداف دادگاه، جهت بررسی وضعیت در آن نشست شرکت کردند. صبح آن روز در دادگاه، بازماندگان متوجه یک نقص بزرگ شدند: تنها تکبعلی‌زاده جزو متهمان واقعی بود؛ دیگر بازداشت‌شدگان مقام‌های شهری رژیم پیشین بودند. رهبران بازماندگان بی‌درنگ شروع به اعتراض کردند،[1] در پاسخ این اعتراض، رئیس دادگاه دستور داد آنها را اخراج کنند.

ادامه مطلب »»»

نسخه نوشتاری HTM :فاجعه سینما رکس ، آتش انقلاب اسلامی (بخش اول : اعترافات تکبعلی زاده)

نسخه شنیداری: فاجعه سینما رکس ، آتش انقلاب اسلامی (بخش اول : اعترافات تکبعلی زاده)

نسخه نوشتاری PDF: فاجعه سینما رکس ، آتش انقلاب اسلامی (بخش اول : اعترافات تکبعلی زاده)

نسخه اصلی‌ سایت:www.cinemarexabadan.com

نسخه انگلیسی‌ سایت: The Catastrophe of Cinema Rex The Fire of the Islamic Revolution

در یوتیوب:

نسخه شنیداری کتاب فاجعه سینما رکس ،آتش انقلاب اسلامی (بخش اول : اعترافات تکبعلی‌زاده)
نویسنده : مجید احمدیان
پیشگفتار : دکتر محمود مرادخانی ( خواهر زاده علی‌ خامنه ای,فرزند استاد علی تهرانی)
گوینده : آرش مهدوی
موزیک متن : باران عشق ، اثر ماندگار ناصر چشم آذر

فاجعه سینما رکس ، آتش انقلاب اسلامی (بخش اول : اعترافات تکبعلی زاده)

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
balatarin cloob Donbaler viwio Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious

توسط Kurosh Pasyar

اینجانب کورش پاسیار متولد ۲۱.فروردین.۱۳۷۰ در شیراز می‌‌باشم بعد از انتخابات سال ۱۳۸۸ به دلیل حضور گسترده در تجمعات اعتراضی در شیراز، پس از دستگیری در سالگرد انتخابات در سال ۱۳۸۹ مجبور به ترک خاک شدم و در سال ۲۰۱۰ به کشور سویس آمدم، همواره در این چند سال دور از وطن، هیچگاه عقاید و نظراتم را فراموش نکرده و همچنان مبارزه خود در کشور سویس را ادامه دادم و همواره تا موقعی که جان در بدن دارم علیه نظام ظلم و استبداد مبارزه خواهم کرد تا حکومت مردمی و سکولاردمکرات در ایران پربا گردد. زنده باد ایران ، زنده باد آزادی Ich bin Kurosh Pasyar(Schweiz), zuständig für die Seculardemocrat-Internetseite, Nachrichten, Public Relationship, geboren am 21.01.1370 (10.04.1991) in Shiraz. Nach den Wahlen im Juni 2009 nahm ich an mehreren regime kritischen Versammlungen in Shiraz teil und wurde im Jahrestag der Wahlen im Jahr 2010 verhaftet und musste mein Land verlassen und in die Schweiz flüchten. Auch Jahre später im Exil, weit weg vom meinem Heimatsland behielt ich meine politische Einstellung und kämpfte stets gegen Verbrechen der Islamischen Regierung, dagegen ich witerhin, bis meinem Lebensende kämpfen werde, bis eine säkular-demokratische Regierung gegründet wird. Es lebe Iran, es lebe die Freiheit.