حزب سکولار دمکرات ایران


پس ازتاجگذاری شاه اسماعیل صفوی درچهارصد سال پیش نخستین گام او استوار کردن تشیع بنام مذهب رسمی ایران بود. شاید این کاربرای پیشگیری از تجزیه ایران آشوب زده درمیان دو قدرت بزرگ عثمانى وازبک انجام شد. اما به آخوند های شیعه میدان داد که با فرهنگ تعزیه، مرثیه خوانی، خرافیگری ودروغگوئی به نیروی بیشتری برسند. ما امروز درچهار چوب رژیم اهریمنی شیعه پیامد آنرا در ایران مشاهده میکنیم.
شکست های نظامی سلاطین قاجار از روسیه وانگلیس، قرارداد های تحقیرآمیزگلستان وترکمنچای با روسها وپیمان ننگین پاریس با انگلیس ها و همکاری آخوند های خائن، آغازراهیابی آن دشمنان در امورسیاسی, اقتصادی واجتماعی ایران بود.
فساد وناتوانى دولت مرکزی, بيكفايتى درمبارزه با عمال نفوذى روس وانگلیس، فقدان زير بنای مستحكم برای درك درستى ازآزادى, دموكراسى وسست شدن پایه‌های سلطنت قاجارها که با ناامنی، بی‌ثباتی، هرج و مرج، سقوط آنها را آماده میکرد، چشم‌اندازی بجز ویرانی دیده نمی‌شد.
در سال 1280، ویلیام دارسی، بازرگان انگلیسی، با پرداخت ۲۰ هزار پوند به مظفرالدین شاه ، توانست امتیاز استخراج نفت جنوب ایرانو دریافت کند. هم زمان روس ها بطورعلنی خواستار دریافت امتیازی مشابه، یعنی گرفتن امتیاز نفت شمال ایران بودند وهردوی آنها نقشه به چنگ آوردن آب وخاک ایرانو در سر داشتند که ناگهان مردی بمیدان آمد وایرانو از تجزیه، چپاول و ویرانی نجات داد.
انقلاب مشروطيت ایران پس از راهپیمائی سال 1284 در 13 مرداد 1285،خورشیدی پیروز شد. فرمان سلطنت مشروطه را مظفرالدین شاه قاجارردستینه کرد و قانون اساسی مشروطه ایران نوشته شد.
قانون اساسی مشروطه ایران نخست یکی ازسکولارترین قوانین اساسی دنیا در راستای حاکمیت پارلمانی مردم بدون دخالت دین و مذهب بود. اما پرخاش گسترده آخوندهای واپسگرا، همگام با فشارو پشتیبانی روس وانگلیس، همراه با آشوب های اهریمنی وخونین هواداران مزدور، پیوست های ارتجائی و کهنه پرستانه به قانون اساسی افزودند تا آخوند ها نیرومند بمانند.
سپری شدن 16 سال با احمد شاه قاجار وخود کامگی، خیانت، میهن فروشی وخرافیگری آخوند های غارتگر، رواج خانخانی چنان هرج ومرجی برپا کرد که روشنفکران را بیمناک وبشدت نگران تجزیه کشورکرده بود. در آبان ۱۳۰۲ مجلس رضاخان وزیر جنگ را به نخست‌ وزیری برگزید ودر آبان ۱۳۰4احمد شاه را از سلطنت برکنارو رضاخان بنام رضاشاه پهلوی پادشاه ایران شد. رضا شاه بزرگ نه فقط ایران را ازتجزیه و نا بودی نجات داد بلکه در کوته زمان با حفظ تمامیت ارضی، به امنیت، آزادی وآبادی رسانید، دست آخوند ها را ازامورسیاسی و حکومتی برید وکمونیست ها را که برای روسها کار میکردند زندانی کرد.
انگیزه دشمنی آخوندها با پهلوی ها، تنها ایجاد محدودیت‌های سیاسی و حکومتی نبود، بلکه فئودالیسم واپسگرای آخوندی، ناسازگار با مدرنیسم سرمایه‌ داری رضاشاه دست آویزدیگرآنها بود وهست. آخوندهای واپسگرا هنوز نمی‌دانند که کارهای سیاسی انجام شده برگشت ناپذیرند و زمان پیشرفته و باز نمی‌گرده. برای نمونه چهل و پنج سال مبارزه خشن حکومت اسلامی با زنان ایرانی برای برگرداندن حجاب برسرآنان برایندی نداشت و بانوان ایران پیروزند. نمونه دیگر مبارزه خشن رژیم اسلامی برای جلوگیری ازآنتن های پارابل سالها
کوشش ایرانگرایانه ونیرومندانه رضاشاه بزرگ، نقشه‌های درازمدت روسها را هم برای دستیابی به نفت شمال ایران بهم زد. روسها بیشترین نیرو رو برای کوبیدن و ناتوان کردن رضاشاه و پس از او پسرش محمد رضا شاه گسترش دادند و پهلوی ستیزی را با بزرگ ‌نمایی کمبود‌ها و کاستی‌های کشور آخوند زده ایران به مزدوران سرخ و سیاهشان دردرون ایران سپردند.
کوشش‌های روسها برای برپائی رژیمی در ایران که خواسته های شوروی را برآورده کند هرگز پایان نیافت وحزب توده، پوسته سیاست‌های سوسیالیستی شوروی را درایران بشدت پیگیر بود. حتی پس از حمله آلمان به روسیه، شعار مبارزه با فاشیسم را هم به دیگر شعارهای پهلوی ستیزانه افزودند.
حزب توده بارها در نوشته ها و راهپیمایی‌ها خواستار واگذاری امتیاز نفت شمال ایران به شوروی شد. در سال ۱۳۲۳ حزب توده برنامه ای را تدارک دیده بود که برکانون‌های قدرت در تهران و شهرهای بزرگ چیره شود، آنگاه ازشوروی بخواهد که برای پشتیبانی حزب به ایران نیرو بفرستد.
رضا شاه بزرگ براین باوربود که انگیزه واپس افتادگی ایران در زمینه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، مذهب و خرافات مذهبیست. او بدون توجه به قانون اساسی مشروطه قوانین مدرنی برای اداره کشوربه تصویب میرسانید.
محمد رضاشاه از سال 1320 تا 1332 پیرو قوانین مشروطه، زمینه را براى سیاستی آزاد و ملی مهیا کرد. درآن دوران بینظیر، آزادى سیاسى، آزادى بيان اندیشه ونوشته، انتشار روزنامه ها و مجلات بدون سانسور وكنترل مقامات امنيتى فراهم بود. بهترين سند ومدرك دموکراسی آن دوره, انتخابات آزاد نمایندگان مجلس شورا وفعالیت نمایندگان توده‌ای درمجلس، تشكيل دولتهای ملى، همکاری وزیران توده‌ای با دولت بود که پنهانی با مسکو برای برپائی رژیمی که خواسته های شوروی را برآورده کند شاخه نظامی آماده میکردند.
محمد رضا شاه برای اینکه دولت با مذهب مشکلی نداشت باشد با مراجع دینی، بویژه با آیت الله بروجردی که تندروهای مذهبی را از دخالت درسیاست و حکومت بازداری می‌کرد بنیکی تماس داشت. پس از مرگ آیت الله بروجردی تندروهای مذهبی مانند نواب صفوی وبویژه روح الله خمینی، پرخاشگری و پهلوی ستیزی رابا برهان اینکه رضا شاه و محمد رضا شاه قوانین اساسی مشروطه را زیرپا نهاده، ایران را مستعمره آمریکا و اسرائیل کردن، افزایش یافت.
انقلاب سفید شاه و مردم د سال 1342 با 19 اصل برای زنان، کارگران و دهقانان بسیار کارساز و مفید بود. برای گروهای سرخ و سیاه شکست بسیارسختی بود. اما آنها از پهلوی ستیزی و ایران ستیزی دست بر نداشتند و وفتنه 57 را با آتش سوزی سینما رکس و”مرگ برشاه” گویان آغازکردند.
همانگونه که محمد رضا شاه هوشمندانه پیش بینی کرده بود، نیروهای سرخ و سیاه برای تباهی ایران همدست شدند و ملت ایران را که سکوت کرده بود از فرازارجمندی به درماندگی و فلاکت بردند.
پاینده ایران
دکتر بهرام آبار، 27.11.2023