توافق هسته ای حکومت حزب الله با دمکراسی های غربی، ازکامبیز باسطوت:

Warning: Undefined variable $title in /customers/0/8/f/seculardemocrat.org/httpd.www/wp-content/plugins/add-to-social-bookmarking/ps-add-to-social-bookmarking.php on line 64

توافق

توافق هسته ای حکومت استبدادی آخوندی ایران با کشورهای غربی یا دنیای آزاد در میان مخالفان آن آشوب بزرگی برپا کرده است. بخش های متفاوت از گریزندگان از ایران به غرب از چنگال حکومت اسلام سیاسی جبهه های گوناگونی در برابر این توافق گرفته اند که این جبهه گیری بیشتر از انکه در باره این توافق و انگیزه های آن باشد در خدمت تعقل سیاسی انها است تا به پرواز درآید بدون اینکه نگاهی واقع بینانه به آن داشته باشد. همچنین این توافق نامه در آمریکا با مخالفت قابل توجه نمایندگان انتخابی دمکرات وجمهوری خواه در مجلس و سنا روبرو شده است. با توجه باینکه متلاشی کردن برنامه اتمی حکومت اسلام سیاسی از طرف آمریکا و غرب منتفی شده است و رژیم اسلامی میتواند بخش قابل توجه صنایع وسیع اتمی خود را حفظ کند و همچنین در برابر بازرسی های جدید کارکرد صنایع هسته ای تحریم ها پولی و تجارتی بتدریج برداشته خواهد شد میتوان بطور اطمینان گفت که در این توافق نامه حکومت اسلام سیاسی برنده شده است. بجا ماندن این قرار داد از طرف آمریکا با پایان دولت چپ گرا و سوسیالیت اوباما بشدت زیر پرسش برده خواهد شد لیکن در این فاصله حکومت اسلامی به مقدار پول قابل توجه ای دسترسی پیدا خواهد کرد و در این دوران وارد سیستم تجارتی جهان خواهد شد.

واقعیت مشکل هسته ای جمهوری اسلامی با غرب دو علت بنیادی دارد. نخستین آن این است که اقدامات هسته ای جمهوری اسلامی نقض بیانیه سازمان ملل متحد برای جلوگیری از گسترش سلاح های هسته ای است که ایران یکی از امظأ کننده گان آن است. هرکشوری که این بیانیه سازمان ملل متحد را امظأ کرده است دو راه در پیش دارد یکی اینکه امظأ خود را پس بگیرد و از آن خارج شود که میشود مانند کشورها هند، پاکستان، اسرائیل که از ابتدا این بیانیه را امظأ نکردند لیکن همانطور که ما مشاهده مینمایم هیچ مشکلی با دنیای غرب و بویژه آمریکا ندارند. علتی را که برای این واکنش میتوان ذکر کرد این است که دنیای آزاد به این کشورها اعتماد دارد و مطمئن است که آنها حتی با داشتن سلاح هسته ای بسیار مسئول هستند و اقدام به ماجراجوئی های نظامی نمی نمایند. پس بنابراین علت دوّم و بنیادی که جمهوری اسلامی زیر فشار تحریم های اقتصادی و تهدید غرب قرار گرفت عدم اعتماد به جمهوری اسلامی است، بنابر گفته های روزمره و پیوسته خود رژیم اسلام سیاسی که یکم خود را پرچم دار نابودی اسرائیل کرده است و دوّم اراده کرده است اسلام شیعه دوازده امامی را بر خاور میانه حاکم کند و برای این هدف ارتش های حزب الله را در لبنان، سوریه، یمن، عراق در کنار ارتش های قانونی این کشورها تشکیل داده است. در اینجا مشاهده میشود که فاشیسم اسلامی با فاشیسم آلمان و یا کشورگشائی کمونیسنی استالین در اروپای شرقی پس از جنگ دوّم جهانی شباهت های قابل ملاحظه ای دارند.

دنیای آزاد به رهبری آمریکا تصورش براین است که با دست یافتن حزب الله به بمب اتمی شدت جنگ آوری جمهوری اسلامی افزایش خواهد یافت و کنش های جنگجویانه پنهانی و پوشیده آن بیشتر آشکار خواهد شد و داشتن بمب اتمی راه های بسته زیادی را بروی آن باز خواهد کرد و خاورمیانه و خاور دور بزیر شبح جنگ خواهند رفت. سیاست داخلی آمریکا که هموار متغیر بوده است، در دوران دولت رئیس جمهور دمکرات کارتر گردش قابل ملاحظه ای کرد و سیاست خارجی را در پیش گرفت که آن بیشتر در جهت حقوق بشر و دمکراسی بود. در آن دوران اسلامی های سیاسی کماال یافته مانند دکتر یزدی و دیگران توانستند با تظاهر به اعتقاد به دمکراسی و حقوق بشر در اوّل صف مخالفان رژیم پادشاهی جای بگیرند و جمهوری اسلامی را زیر رهبری خمینی که نیروی حزب اللهی جنگجوی خیابانی را فراهم میکرد توانستند تشکیل دهند.

از 1980 تا 2008 دولتهای آمریکا چه جمهوری خواه چه دمکرات سیاست یکسانی را در برابر جمهوری اسلامی در پیش گرفته بودند که با عبارت “محدود کردن” شناخته میشد. همچنین جمهوری اسلامی برای بقای خود بشدت به یک دشمن خارجی برای تحریک عوام طرفدار خود احتیاج داشت و دارد. در این دوران مشکلات جمهوری اسلام با آمریکا بیشمار بود که با گروگان گیری کارکنان سفارت آمریکا در ایران آغاز شد. دشمنی آشکاری که جمهوری اسلامی با آمریکا آغاز کرد با گذشت زمان گسترش بیشتری یافت که یکی از آنها مشکل حقوق بشر بود که اسلام سیاسی درکی از آن نداشت و ایمان را جایگزین آن کرده بود. تلاش حکومت اسلام سیاسی برای دست یافتن به سلاح هسته ای مشکل دیگری را برای جمهوری اسلامی در رابطه با آمریکا ایجاد کرد. تحریم هائی که پیش از این بوسیله آمریکا وجود داشت جنبه جهانی یافت و تأئید سازمان ملل متحد را نیز جلب کرد. افزایش تحریم های اقتصادی تا پایان دوره اول دولت رئیس جمهور اوباما ادامه داشت و هدف اعلان شده آن متلاشی کردن تأسیسان اتمی حزب الله بود. این تحریم ها در مجموع محدودیت های پولی بزرگی برای رژیم اسلام سیاسی در ایران بوجود آورد که حتی شامل شخصیت های زیادی از حکومت اسلام سیاسی بود. آمریکا موتور این تحریم ها بود بدنگونه که هر کشور و یا شرکتی که با حکومت حزب الله در ایران تجارتی را انجام میداد دیگر نمیتوانست با آمریکا تجارتی داشته باشد و چون بازار آمریکا بارها بزرگتر از بازار ایران بود کشورها و شرکت ها از تجارت با ایران صرفنظر میکردند. با اینوجود تجارت محدود و بمیزان معینی با بخشی از کشورها را آمریکا تحمل میکرد و تحریم کامل بدون دریچه نبود. بدین ترتیب ایران از اقتصاد جهانی بطور قابل ملاحظه ای اخراج شد و حکومت در تنگنا قرار گرفت.

حکومت جمهوری اسلامی با باز کردن دریچه مذاکرات با کشورهای شناخته شده بنام پنج بعلاوه یک تلاشی را آغاز کرد برای شکستن تحریم ها بدون اینکه از استراتژی خود در خاور میانه و جهان عقب نشینی بنماید. این مذاکرات تا بروی کار آمدن دولت روحانی راه بجائی نبرد در حالیکه حکومت جمهوری اسلامی در این دوران به نفوذ خود در کشورهای خاورمیانه افزود. دور دوّم رئیس جمهوری اوباما همزمان با دولت روحانی شد. دولت روحانی به کادرهای کمال یافته تکنوکرات حزب الله متکی است که از زیرکی و توانائی قابل ملاحظه ای برخوردارند و از تعقل نیروی سیاسی چپ آمریکا که اوباما انرا نمایندگی میکند آگاهی ژرفی دارند. انگاره ضریف وزیر خارجه جمهوری اسلامی براین پایه است که همانگونه که گروه یزدی، بنی صدر توانست به آمریکا و کشورهای غربی اطمینانی دهد که رژیم خمینی مشکلی با کشورهای غربی نخواهد داشت و نظر مثبت آنها را به تغییر رژیم در ایران جلب کرد، تیم روحانی، ضریف میتواند با یک توافق نامه بدرازای صدو پنجاه برگ پر از اگر و مگرها دولت چپ اوباما را قانع کند که جمهوری اسلامی در نداشتن هدف اتمی شدن صداقت دارد.

اینکه دولت اوباما و سایر کشورهای اروپائی چشم خود را بروی نفوذ سیاسی و نظامی و دخالت های جنگجویانه جمهوری اسلامی در لبنان، سوریه، عراق، و یمن میبندند و همچنین فریاد مرگ بر آمریکا و نابود باد اسرائیل را بروی خود نمیاورند نشان ژرفای فریبی را که خورده اند میباشد. این خواب خرگوشی سیاسی که دولت اوباما بان دچار است مشابه نیروهای سیاسی سکولار است که بین شاه و بختیار ترجیح دادند به دست بوسی خمینی بروند و برای سرنگونی رژیم مشروطه پادشاهی همکاری کنند. فرهنگ گریه کردن اسلام شیعه بخاطر اینکه خود را شکار میبیند در چنگال حیوان درنده ای آنها را بسوی درغگوئی و حیله گری میراند و برای موفقیت این سیاست بدنبال بزنگاه های تاریخی مناسب میگردند، دولت اوباما این بزنگاه تاریخی را برای جمهوری اسلامی فراهم کرده است، همانگونه که کارتر چنین بزنگاه تاریخی را برای خمینی ایجاد کرد. زمانیکه گنجایش جنگجوئی حزب الله به بنبست میخورد و حکومت استبدادی آن بخطر میافتد دروغ و تزویر آغاز میشود. میتوان پیش بینی کرد که بزودی درگیری بروی تعبیر این توافق نامه طولانی آغاز شود. ضمانت اجرائی این توافق نامه تأئید آژانس بازرسان هسته ای سازمان ملل است و در اینجاست که درگیری ها آغاز خواهد شد. احتمالاً دولت اوباما به سیاست تسکین دادن حکومت اسلام سیاسی تا آخرین روز دولت خود ادامه خواهد داد لیکن اینکه دولت بعدی همین قدر چپ آرامشگرا باشد تردید وجود دارد.

مخالفان ایرانی حکومت جمهوری اسلامی در خارج در برابر توافق هسته ای بسته به جبهه سیاسیشان واکنش های متفاوتی از خود نشان میدهند که از گسترش قابل ملاحظه ای برخوردار است. این گروهای سیاسی پراکنده و سازمان نیافته مواضیعی را که در برابر توافق نامه میگیرند که متناقض با جایگاه مخالفتشان با جمهوری اسلامی است. انتظار نخستینی که از مخالفان حکومت اسلام سیاسی میرود این است که از افزایش مشکلات آن پشتیبانی کنند و از کم شدن آن نگران شوند. بطور کلی اصلاح طلبان رژیم موافقت نامه را یک پیروزی برای اصلاح طلبان درک مینمایند و از آن حمایت میکنند و آنرا عقب نشینی نیروهای افراطی حزب الله میبینند. همچنین مخالفان این توافق نامه را متهم به جنگ طلبی مینمایند که در بنیاد یک اتهام بیشرمانه و فریبکارانه است و گسترده تحمل مخالفانشان را نشان میدهد. در حالیکه این موافقت نامه که چنانچه از هر جهت به ان نگاه شود بسود رژیم اسلام سیاسی است و مشکلات تحریم ها را از سر راه آن برمیدارد بدن اینکه برنامه هسته ای آنرا را متوقف کند.

بعضی از مخالفان رژیم این توافق نامه را از دست رفتن اسقلال ایران تعبیر مینمایند و از ان استفاده میکنند تا به حکومت اسلامی حمله کنند و با این استدلال ناخواسته خود را در موضع ادامه فعالیت های هسته ای و بی اعتناعی به دنیای آزاد قرار میدهند. جهتی که این دسته از مخالفان رژیم اسلامی میگیرند در برابر آن نیست بلکه در کنار آن است. بازرسی صنایع هسته ای حکومت اسلام سیاسی امری است طبیعی که ناشی از عدم اعتماد است. لیکن فرض براین استکه نیروهای سیاسی سکولار و دمکرات در انچنان روابط دوستانه ای با دنیای غرب خواهند بود که انجام این بازرسی ها منتفی خواهد شد. بنابراین حکومت اسلامی شامل این بازرسی ها در ایند میشود چون اعتمادی به آن وجود ندارد همانطور که نیروهای سیاسی مخالف در خارج برای آزادی و زندگی خود به حکومت جمهوری اسلامی اعتماد نمیکنند.

برای کمونیت ها که داستانواره سیاسی ایران را اداره میکنند، توافق هسته ای نشانه آب شدن یخ رابطه جمهوری اسلامی با غرب است که برای انها تنها جنبه مثبت و تعیین کننده خوشی از وجود حکومت اسلامی را از آنها میگیرد. چشم اندازی که این توافق برای کمونیست ها از ایران اینده به نمایش میگذارد بازگشت سرمایه داری غرب به ایران است مصیبتی که در ادبیات کمونیستی غیر قابل تحمل است و با تمام نیرو باید با ان مبارزه کرد. در نتیجه کمونیست ها این توافق هسته ای را از دست رفتن منافع ملی و ویرانی اسقلال ایران مینامند. و اینگونه جبهه میگیرند که آنها هرگز این توافق هسته ای را نمی نمودند و استوار در برابر غرب میایستادند و به گسترش صنایع هسته ای کشور ادامه میدادند. در حالیکه در سراسر درازای نوشتارهایشان پیوسته جاه طلبی اتمی حزب الله را محکوم مینمایند و از بباد دادن چندین میلیارد از ثروت ملی را سرزنش میکنند. تناقض در جبهه گیری در بخش های نوشتارهای طولانی انها در محکوم کردن توافق هسته ای و کارکرد هسته ای رژیم مشاهده میشود.

آنچه آشکار است دولت اوباما بخاطر سرشت چپ وسوسیالیستی خود ننگی با همکاری با حزب الله ایران برای خود نمیبند و مفتخر است که تدام سیاست ایستادگی در برابر حکومت اسلامی و مبارزه با آنرا و همچنین محدود نگاه داشتن آنرا گسسته است. این توافق هسته ای که با زیرکی کادرهای کمال یافته حزب الله و پس نشینی اوباما در برابر آنها به سرانجام رسیده است حکومت اسلام سیاسی را مبارز تر خواهد کرد و مردم ایران را بیشتر در برابر خطر جنگی ویرانگر قرار خواهد داد. بالهای پرواز جاه طلبی های منطقه ای و جهانی حکومت اسلامی که تا بحال بسته شده بود با این توافق هسته ای باز شده است. سکولار دمکرات ها میباید با تمام نیرو با این توافق هسته ای که امتیاز های زیادی به حکومت اسلامی میدهد مخالفت کنند و بالهای آنرا قیچی کنند نه بخاطر بازرسی های احتمالی آژانس اتمی سازمان ملل متحد بلکه بخاطر اینکه امکان های زیادی به حکومت اسلامی داده است. مخالفت با حکومت اسلامی پشتیبانی از افزایش مشکلات آن است نه کمتر شدن آن و مخالفت با توافق نامه میباید بروی امتیازهای باشد که حکومت اسلامی از دنیای آزاد گرفته است.

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
balatarin cloob Donbaler viwio Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious