دیدگاه های بسیاری باورمندند که دولتهای نیرومند جهانی به جنگ و تشنج در خاورمیانه دامن میزنند و هرکدام سیاست ویژه و برگزیده ای را دنبال میکنند وسود بسیار میبرند. ایران ما بزرگترین کشور خاورمیانه گرفتاریک رژیم اهریمنی آخرالزمانی، بی بهره از خردمندی واندیشمندیست، که منافع مردم ایران را برای ماندگاری، گسترش شیعه‌گری و ستیزش با غرب و اسرائیل نابود میکنه. پاسداری از تمامیت ارضی و یکپارچگی کشورایران برای این حکومت، هنگامی ارزش دارد که نگهدار و پایدار حاکمیت وهستی رژیم باشد. سیاست های نابخردانه و ندانم کاریهای احمقانه رژیم اهریمنی درایران، درها را برای افزایش تنش های منطقه‌ای باز کرده و ایران را بازیچه روسیه و چین نموده است.

هشت سال پیش، در پنجمین اجلاس سران کشورهای ساحلی دریای کاسپین، روسیه، ترکمنستان، آذربایجان، قزاقستان و رژیم اسلامی در شهر آکتائوی قزاقستان، کنوانسیون حقوقی دریای کاسپین را دستینه کردند و از اینکه رژیم آخوندی بجای 50% به 13% دریای مازندران خشنود بود شگفت زده شدند.

دوستان در گذشته نه چندان دور، حکومت نادانان قاجاریه با دولتی فاسد درگیر کشمکش های برونمرزی و درونمرزی، ناتوان از درک نگهداری منافع ملت ایران، برای ماندگاری منافع ملی ایرانیان را به بیگانگان میبخشیدند. این چگونگی در پیمانهای خِفت بار گلستان و ترکمانچای با روسیه و از دست دادن ۱۷ شهر مهم ایران گواهی بسیاردرستی میباشد. ایران میتوانست درجنگهای 20 ساله با روسها پیروز شده و یا دستکم به آن پیمانهای خِفت بار تن در ندهد. آسیب هایی که آن پیمانهای خِفت بارسلاطین بیکفایت قاجار بجای گذاردند، هنوز التیام نیافته و در یاد مردم ایران زنده میباشد. دریای کاسپین، همیشه بخشی از قلمرو ایران بزرگ بوده وتنها درگوشه شمالی آن قوم شکارچی و نیمه وحشی خزرها ساکن بودند. بفرمان قباد یکم ساسانی ۲۰۰۰ سال پیش برای جلوگیری از یورش خزرهای چپاولگر، دِژ نظامی درشهر دربند داغستان ساخته شد و بفرمان انوشیروان دیوار۴۰ کیلومتری، نامور به دیوار قفقار برای پاسداری از دژ دربند آماده گشت. گذشته پرماجرای دربند با یورش تازیان به ایران آغازشد. این شهر بدست آنها افتاد، سپس چیرگی مغولان و تیمور را شاه اسماعیل پایان داد. بعد ها چیره شدن دولت عثمانی را شاه عباس برکنارکرد. سرانجام پتر کبیر در ۱۷۲۲ آنجا را گرفت ولی نادرشاه 13 سال بعد آنرا پس گرفت.

روسها همیشه خواهان دریای کاسپین، در سال ۱۷۹۶با پیمان گلستان آنرا  بدست آوردند. پریشانی درمورد این دریای بی مانند در دوران شاهان بی کفایت قاجار، فتحعلی شاه و محمد شاه سلاطین بیخرد، رویگردان ازمنافع ملی آغاز شد. روسیه تزاری که در اندیشه رسیدن به خلیج پارس بود، با یورش به مرزهای ایران، جنگهای بیست ساله را آغاز کرد. نیروی نظامی روسیه نخست تا ارمنستان پیشرفت، ولی در یورش به ایروان از ارتش ایران به فرماندهی عباس میرزا شکست سختی خورد و عقب نشست. روسها دردم خواستار صلح شدند. عباس میرزا فرمانده سپاه، پیمان صلح روس هارا برای فتحعلی شاه به تهران فرستاد. او در این مورد با آخوند های نادان دربارش رایزنی کرد، آنها گفتند که جنگ ما جهاد علیه کفر است و صلح با کفار مجاز نیست. فتحعلی شاه ابله صلح را نپذیرفت واز پسرش عباس میرزا هم پشتیبانی نکرد، که موجب دلسردی سپاه ایران شد.

انگلستان در پی دوستی با روسیه، افسران وهمه مستشارانش را که  به سربازان ایرانی آموزش میدادند را ازایران بیرون برد. از سوی دیگر انگلیسی ها برای وادار کردن ایران به صلح با روسیه ، ایل های قفقازو ترکمن های خراسان را برانگیختند که شورش کنند. سپاه ایران ناگزیر از این هنگامه تا تبریزعقب نشینی کرد و به زشترین پیمان تن درداد. گرچه در آن هنگام روسیه درگیرجنگ با فرانسه و دفاع از خود بود. اگرفتحعلی شاه ابله به عباس میرزا پسرشجاع و خردمندش یاری میرسانید، ایران روسیه روشکست سختی میداد. ولیکن پیمان خفت بارگلستان در۲۵ اکتبر ۱۸۱۳برابر با سال ۱۱۹۲، دستینه شد و ارمنستان، چچن، اینگوش، گرجستان، داغستان، قره باغ، گنجه، خانات موشکی، شیروان، غبا، دربند، باکو و بخشی از تالش، درحدود ۲۲۰ هزار کیلومتر مربع از خاک ایران جدا شد و۱۳۶۰ کیلومتر از ساحل دریای کاسپین ازدست ایران بیرون رفت.

پس از شکست ناپلئون در جنگ با روسها، روسیه به سپاه ایران حمله کرد و عباس میرزا را که بجهت پرداخت نشدن حقوق سربازان  آشفتگی در سپاهش ایجاد شده بود، شکست داد وپیمان ترکمانچای که در ۲۱ فوریه ۱۸۲۸ (۱۲۰۷) ادستینه شد، استان های ایروان و نخجوان و تالش و مُغان، ۲۵۰ هزار کیلومتر مربع دیگر از خاک ایران، به روسیه واگذار شد. در بند ۸ این پیمان، روسیه حق کشتیرانی آزاد را در دریای کاسپین به خود واگذارکرد وازبودن نیروی نظامی ایران دراین دریا جلوگیری کرد.

پس از انقلاب اکتبر۱۹۱۷ روسها و تشکیل دولت جدید، برابری حقوقی در دریا کاسپین به توافق رسید. در سال ۱۹۴۰ (۱۳۱۹)، درجنگ جهانی دوم و نیاز لجیستیکی شوروی به مسیر ایران، یک پیمان بازرگانی و دریانوردی در ۲۵ مارس ۱۳۴۰، میان ایران و شوروی، دستینه شد که تا ۱۸ کیلومتری ساحل دریای کاسپین منطقه ماهیگیری دو کشور بشمار آید، و بقیه دریا به صورت مُشاع ازآن هردو کشورباشد. پس از فروپاشی شوروی سوسیالیستی، در کنفرانس سال ۱۹۹۲در آلماتی پایتخت قزاقستان، همه جمهوری های جدا شده از شوروی در قطعنامه ای تعهد کردند که همه پیمان های بین المللی شوروی را تایید و رعایت کنند. این تعهد شامل پیمان های ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ هم میشد. بنابراین، به استناد پیمان های مذکور، سهم ایران از دریای کاسپین نیمی ازدریاست.

از آنجائی که در پیمان ۱۹۴۰، طرف ایران شوروی بوده و کشورهای آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان بخشی از کشور شوروی بودند، پس سهم آن سه کشور میبایستی از۵۰٪ مُشاع شوروی جدا میشد نه از سهم ایران. نمایندگان پنج کشور ساحلی دریای کاسپین “کنوانسیون حقوقی دریای کاسپین” را روز یک‌شنبه، ۲۱ امرداد ۹۸، در شهر آکتائو قزاقستان به امضا رساندند. نماینده جمهوری اسلامی بابخش گردن دریای کاسپین وسهم ۲۰ درصد ی ایران که طبق فرمول خط منصّف درحدود ۱۳ درصد می‌شود، به فرمان رهبرخائن رژیم اسلامی موافقت کرد. این یک خیانت بزرگ دیگری به ملت ایران بود که هنوز در مجلس آخوندی به تصویب نرسیده.

اکنون در این هنگامه جنگ و بحران ماندگاری حکومت اسلامی، دولت مسعود پزشکیان آن را برای تصویب به مجلس ملائی فرستاده. پرسش اینست که  چرا درزمان کنونی رژیم اسلامی برای تصویب آن خیز برداشته. آیا این گام با امتیاز گیری کشورهای ساحلی دریای خزر، به ‌ویژه روسیه پیوندی دارد. سرنگونی حکومت آخوندی می‌تواند روند باج و امتیازدهی به روسیه و دیگر کشورهای ساحلی را پایان بدهدو از اینرو آنها میخواهند که پیش از فروپاشی رژیم اسلامی آن قرارداد خائنانه به تصویب مجلس برسد، که زمینه همکاری با شرکت‌های بزرگ بین‌المللی برای بهره برداری از میدان‌های نفت و گاز  فراهم شود.   

 پاینده ایران