فاجعه سینما رکس ، آتش انقلاب اسلامی (بخش دوم: آتش)

بخش ۲

آتش

Cinemarex

دقایقی پس از ساعت ده شب ۲۸ مرداد ۱۳۵۷ دود از سقف سینما رکس در شهر آبادان برخاسته بود. رهگذرانی که مسیرشان از خیابان‌های کنار سینما می‌گذشت جلو سینما جمع شده بودند. چند نفر به سوی اداره‌ی پلیس که بیش از ۱۰۰ متر با سینما فاصله نداشت دویدند و آنها را از وقوع حادثه باخبر کردند. و به زودی چند اتومبیل پلیس سر رسید.

داد و فریاد چند نفر از حاضران در بیرون سینما که ظاهراً در آن نزدیکی‌ها زندگی می‌کردند و می‌گفتند بستگان‌شان در داخل سینما هستند جمعیت را به هیجان آورده بود. آن ساعت زمان نمایش آخرین سانس فیلم در سینما بود.

ادامه مطلب »»»

نسخه اصلی‌ سایت:فاجعه سینما رکس ،آتش انقلاب اسلامی

نسخه انگلیسی‌ سایت:The Catastrophe of Cinema Rex The Fire of the Islamic Revolution

در یوتیوب:
نسخه شنیداری کتاب فاجعه سینما رکس ،آتش انقلاب اسلامی (بخش دوم : آتش)

نویسنده : مجید احمدیان
پیشگفتار : دکتر محمود مرادخانی ( خواهر زاده علی‌ خامنه ای-فرزند استاد علی تهرانی)
گوینده : آرش مهدوی
موزیک متن : باران عشق ، اثر ماندگار ناصر چشم آذر
فاجعه سینما رکس ، آتش انقلاب اسلامی (بخش دوم : آتش)

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
balatarin cloob Donbaler viwio Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious

درباره Kurosh Pasyar

اینجانب کورش پاسیار متولد ۲۱.فروردین.۱۳۷۰ در شیراز می‌‌باشم بعد از انتخابات سال ۱۳۸۸ به دلیل حضور گسترده در تجمعات اعتراضی در شیراز، پس از دستگیری در سالگرد انتخابات در سال ۱۳۸۹ مجبور به ترک خاک شدم و در سال ۲۰۱۰ به کشور سویس آمدم، همواره در این چند سال دور از وطن، هیچگاه عقاید و نظراتم را فراموش نکرده و همچنان مبارزه خود در کشور سویس را ادامه دادم و همواره تا موقعی که جان در بدن دارم علیه نظام ظلم و استبداد مبارزه خواهم کرد تا حکومت مردمی و سکولاردمکرات در ایران پربا گردد. زنده باد ایران ، زنده باد آزادی Ich bin Kurosh Pasyar(Schweiz), zuständig für die Seculardemocrat-Internetseite, Nachrichten, Public Relationship, geboren am 21.01.1370 (10.04.1991) in Shiraz. Nach den Wahlen im Juni 2009 nahm ich an mehreren regime kritischen Versammlungen in Shiraz teil und wurde im Jahrestag der Wahlen im Jahr 2010 verhaftet und musste mein Land verlassen und in die Schweiz flüchten. Auch Jahre später im Exil, weit weg vom meinem Heimatsland behielt ich meine politische Einstellung und kämpfte stets gegen Verbrechen der Islamischen Regierung, dagegen ich witerhin, bis meinem Lebensende kämpfen werde, bis eine säkular-demokratische Regierung gegründet wird. Es lebe Iran, es lebe die Freiheit.