فوتبال ایران و عکسی از پرچم شیروخورشید

استقبال گسترده ایرانیان مقیم استرالیا از تیم ملی فوتبال ایران اگر چه رسانه‌های این کشور را شگفت‌زده کرده، اما بازتابی متفاوت در کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال ایران داشته است.

Carlos

از پرچم ایران با نشان شیر و خورشید در صفحه فیسبوک منتسب به سرمربی تیم ملی تا سلفی دختران ایرانی با بازیکنان تیم ملی، موضوعاتی است که واکنش منفی فدراسیون فوتبال را در پی داشته است.

تلویزیون استرالیا و مطبوعات این کشور، گزارش‌هایی از «هواداران پرشور» ایران منعکس کرده‌اند. بازیکنان تیم ملی هم می‌گویند حمایت هموطنان از آن‌ها باعث افزایش انگیزه‌شان شده و به جای ملبورن یا سیدنی، تصور می‌کنند در تهران هستند.

کارلوس کی‌روش که اجازه حضور هواداران در تمرینات تاکتیکی تیم ملی را نداده بود، در پایان تمرین وقتی خارج از ورزشگاه با ازدحام جمعیت مواجه شد، میان آن‌ها حضور یافت تا فرصت انداختن عکس و گرفتن امضا برای همه مهیا شود.

وقتی اتوبوس تیم ملی در حال ترک محل تمرین بود، هواداران مقابل اتوبوس ایستادند. کی‌روش هم در تصمیمی که تشویق ایرانی‌ها را در پی داشت، از هواداران خواست در گروه‌های پنج نفره از در جلو سوار اتوبوس شوند و پس از گرفتن عکس، از در عقب خارج شوند. خود او هم در اقدامی ابتکاری، مدیریت این کار را مقابل در ورودی برعهده گرفت.

حالا فیسبوک و اینستاگرام پر است از تصاویر مشترک هواداران تیم ملی ایران با بازیکنان. بین آن‌ها، دختران و زنان هم هستند. عکس‌هایی که با استقبال برخی رسانه‌های خبری هم مواجه شده. از جمله سایت‌های داخلی مانند خبرآنلاین که سلفی دختری داخل اتوبوس تیم ملی را منتشر کرده‌اند.

این ماجرا با واکنش منفی کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال مواجه شده است. علی‌اکبر محمدزاده، رییس کمیته اخلاق ابتدا به عکسی از پرچم ایران با آرم شیر و خورشید در صفحه فیسبوک کی‌روش اشاره کرد و گفت: «در آن عکس پرچم‌هایی دیده می‌شد که خلاف هنجار است. با استرالیا تماسی برقرار کردیم و دلیلش را جویا شدیم که سرمربی تیم ملی داشتن صفحه در شبکه‌های اجتماعی را تکذیب کرد.»

این مقام مسئول سپس به عکس‌هایی اشاره کرد که ملی‌پوشان انداخته‌اند: «در برخی عکس‌ها نکاتی دیده می‌شود که جالب نیست. بازیکنان باید مراقب باشند که از آن‌ها به ‌عنوان ابزار سیاسی استفاده نشود تا کسانی که عکس می‌گیرند، ‌ بعداً علیه همین ملی‌پوشان استفاده کنند. نباید با هرکسی عکس بیندازند. اگر رعایت نکنند مجبوریم با آن‌ها برخورد کنیم.»

آقای محمدزاده در گفت‌و‌گو با خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا گفت: «از طرق مختلف اتفاقاتی که در اطراف تیم ملی رخ می‌دهد را رصد می‌کنیم. نماینده حراست نیز همراه با تیم حضور دارد و اگر اتفاق خاصی رخ دهد، ‌ سریعا به ما انتقال خواهد داد.»

پیش از این هم زارعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در شبکه پنج صداوسیما اتهامی علیه سرمربی تیم ملی فوتبال ایران مطرح کرد که پس از بررسی‌ رسانه‌های ورزشی داخلی مشخص شد عاری از واقعیت است.

کمیته تازه تاسیسی در وزارت ورزش، صلاحیت اخلاقی مربیان خارجی را بررسی می‌کند. همین کمیته مانع از فعالیت زلاتکو کرانچار در تیم ملی امید شد. رحیم زارع نماینده بوانات، آباده و خرم‌بید هم گفت در صفحه اینستاگرام کی‌روش عکس‌هایی وجود دارد که ضد ارزش است و اگر وزارت قصد حفظ ارزش‌ها را دارد چرا با کی‌روش مقابله نمی‌کند؟

اما جست‌و‌جوی نام کارلوس کی‌روش در اینستاگرام نشان داد که او صفحه‌ای رسمی که توسط خودش اداره شود، در این شبکه اجتماعی ندارد.

روزنامه ورزشی ۹۰ هم نوشت: حتی در صفحه هواداران کی‌روش هم عکس‌هایی که هست، ضدارزش نیست و اگر عکسی نیز منتشر شده باشد به او ارتباطی پیدا نمی‌کند، زیرا معلوم نیست صفحه توسط چه کسانی اداره می‌شود.

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
balatarin cloob Donbaler viwio Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious

درباره Kurosh Pasyar

اینجانب کورش پاسیار متولد ۲۱.فروردین.۱۳۷۰ در شیراز می‌‌باشم بعد از انتخابات سال ۱۳۸۸ به دلیل حضور گسترده در تجمعات اعتراضی در شیراز، پس از دستگیری در سالگرد انتخابات در سال ۱۳۸۹ مجبور به ترک خاک شدم و در سال ۲۰۱۰ به کشور سویس آمدم، همواره در این چند سال دور از وطن، هیچگاه عقاید و نظراتم را فراموش نکرده و همچنان مبارزه خود در کشور سویس را ادامه دادم و همواره تا موقعی که جان در بدن دارم علیه نظام ظلم و استبداد مبارزه خواهم کرد تا حکومت مردمی و سکولاردمکرات در ایران پربا گردد. زنده باد ایران ، زنده باد آزادی Ich bin Kurosh Pasyar(Schweiz), zuständig für die Seculardemocrat-Internetseite, Nachrichten, Public Relationship, geboren am 21.01.1370 (10.04.1991) in Shiraz. Nach den Wahlen im Juni 2009 nahm ich an mehreren regime kritischen Versammlungen in Shiraz teil und wurde im Jahrestag der Wahlen im Jahr 2010 verhaftet und musste mein Land verlassen und in die Schweiz flüchten. Auch Jahre später im Exil, weit weg vom meinem Heimatsland behielt ich meine politische Einstellung und kämpfte stets gegen Verbrechen der Islamischen Regierung, dagegen ich witerhin, bis meinem Lebensende kämpfen werde, bis eine säkular-demokratische Regierung gegründet wird. Es lebe Iran, es lebe die Freiheit.