هشداری بیدار کننده به ایران یاران گرامی

noroz-sazeman-melal-9412-9

«دوران عقب ماندگی ملت ما زمانی آغاز شد که: جای اندیشیدن را «تقلید»، جای تلاش وکوشش را «دعا»، جای فکر کردن به آرزو های بزرگ را «قناعت» و جای اراده به رفتن و رسیدن را «قسمت» و جای تصمیم عقلایی را «استخاره» گرفت» ولی این حضرات نه دعایشان نه قناعتشان و نه قسمت و استخاره شان هیچکدام ارزش ندارد ولی میخواهند مطرح باشند.

 بارها نوشته شده و قانون  همه کشور های دنیا است که حتا اداره مالیات کشور ها حق ندارند بپرسنداین پول را چطور بدست آورده ای. و تنهای تنها اداره مالیات کشور ها هستند که میتوانند بپرسند چقدر در آمد داشته ای مالیات آن پول را بپرداز. حتا به ثروت و اندخته هیچکس کاری نمی توانند داشته باشند تا جایی که مالیاتش پرداخت شده باشد. بنابراین قانون اینکه کسی در اینترنت از اعلیحضرت یا من کمترین بپرسد چطور پول در می آورم و چقدر پول در می آورم فضولی مطلق است و تو دهنی میخورد.

همین بی قانون ها و نادان ها هر از چند گاهی که راهی به سوی «نور» باز میشود و احتمال دارد «رهبر معنوی و ملی ایران» به ترتیبی روزنه امیدی در پیش روی مردم ایران بگذارد فوری بیدار میشوند  ول یکباره چشمشان را باز میکنند و از خود میپرسند که اعلیحضرت در این ۳۸ -۳۹ سال گذشته چه کرده است؟  به این بسنده نکرده و دست به هرز نویسی و فحاشی می زنند. میگویند که او (رضاشاه دوم) حتی به سوگندی که خورد هم پابند نبوده و نیست!!  درحالیکه چون مانند کبک سرشان را در برف و ماسه کرده اند مشکل و دردسر و گروگان بودن اعلیحضرت را نمیبینند و نمیخواهند ببینند.

 وقتی برایشان از طرح هنری پرشت سخن میگوییم این را جدی نمیگیرند. وقتی میپرسیم که از یک گروگان چه انتظاری دارید؟ باز هم طفره رفته و حرف را بجای دیگری میکشانند. این حضرات که  مگسی بیش نیستند، خود را در جولانگاه عقاب میبینندو اظهار افاضه میفرمایند؛ که «شاهزاده هیچ قدم مثبتی که برنداشته هیچ بلکه این بی توجهی و اهمال کاری هایشان باعث آن شده که بهانه بدست رژیم اسلامی بدهد.»  درصورتیکه نمیبینند که همین حرف و همین شیوه فکر صد ها بلکه هزار ها برابر به سود رژیم اسلامی است و بهانه کامل را به رژیم اسلامی میدهد تا عمال دیگرش مانند لیلا (نازیلا) گلستان و رضا پیرزاده و امید دانا و امیدفکر و ذکرش منصور نراقی، مهرداد فرهنگی، شهرام همایون یا دیگران را با نام های عوضی و عاریتی را به میدان بکشاند و اینان با فحاشی و هرز نویسی کمر مبارزه را به نفع رژیم اسلامی بشکنند. این هرز گویان لیاقت آنرا ندارند تا مستقیم به چالش کشیده شوند. عددی نیستند تا به حساب بیایند. صفر در شمارش جبر و هندسه وریاضی بسیار ارزش دارد ولی اینان در بی نهایت بی مصرفی قرار گرفته اند.

 اینان بهر مخالف جمهوری اسلامی و به هر کسی که تابع قانون و به ویژه قانون اساسی ۱۹۰۶ و متمم آن است؛ انگ جاسوس و مزدوری آمریکا و اسرائیل میزنند، فرقی هم نمیکند که طرف دانشجو باشد، روزنامه نگار یا کارگر، وبلاگ نویس و یا فرزند پادشاه فقید و نوه رضاشاه بزرگ باشد، آنها قبائی دوخته شده دارند که سریع بتن هر مخالفی که خواستند میکنند.

در حالیکه اعلیحضرت با قدی افراشته و در مقام «رهبر معنوی و ملی» در کنگره آمریکا حضور یافته یکی مانند کاظم افشار ها که در تورنتو کانادا دکان جاسوسی برای رژیم را دارد و از مریدان عباس فخرآور است مینویسد دیدار با سناتور ها را عباس فخرآور تدارک دیده است. سپس کسانی دیگری میپرسند «شما فکر میکنید ایشان برای چه رفتند به کنگره و چرا پیش سناتورهای آمریکائی دولا و راست میشود؟»   وقتی میپرسیم که شما چه فکر میکنید؟ میگویند «آمریکا هیچگاه دلش برای ایران و ایرانی نسوخته پس اگر کسی با آنها وارد مذاکره شود به این معناست که میخواهد به آمریکائها خوش خدمتی کند». میگوییم شما اشتباه میکنید، درصورتی که اگر در همه گفته و نوشته های رضاشاه دوم در این ۳۸ سال گذشته بگردید، به سخنرانیها و مصاحبه هایشان گوش کنید خواهید دید؛ جمله ای گفت نشده که باید ایران را با کمک بیگانگان آزاد کرد؟ میگویند «نه نشنیده ام». ولی ادامه میدهند که «اگر آمریکا او را (رضاشاه دوم را) مخفیانه سوار تانک کرده و به ایران ببرد نامش چیست؟ دوباره میپرسد آیا نام اینکار چیست؟….».  شما تصورش را بکنید کدام دولتی تابحال کدام رهبری برای کدام کشوری را سوار «تانک» کرده تا به کشور دیگری فرستاده باشد. اگر هواپیما بوده باشد یا قطار باز قدری قابل تامل است. چرا که همین تاواریش و رهبر ذهنی و روحی این حضرات لنین را انگلیسی ها سوار برقطار از اروپا راهی مسکو کردند تا انقلاب بلشویکی روسیه را دامن بزند. در آن زمان تقریبا آلمان در یک تله گرفتار آمده بود.  از برکت جنگ جهانی اول، موفق شدند لنین را در یک قطار دربسته و لاک و مهر شده از زوریخ به مسکو اعزام دارند. اینکار به کمک واگن های جنگی فعال خط مقدم جبهه انجام گرفت و براحتی تئوری که برای آلمان طراحی شده بود را به روسیه شوروی چرخش دادند! او مورد حمایت قرار گرفت تا اینکه نتیجه نهائی حاصل گردد؛ پول لازم از طریق کانادا برای او حواله می شد. کاربرد و اجرای تئوری مارکس از مبداء اصلیش به روسیه چرخانده شده تا بدین جهت روسیه را در انتهای جنگ جهانی اول فلج کنند. این یک موفقیت بود. ولی نه به نفع مردم روسیه، بلکه به نفع غرب و مردم انگلستان.

 گرفتاری آن است که این پذیرنده های لاطائلات فوری ادعا میکنند «شخص رضا شاه دوم در رابطه با طرح هنری پرشت به کنگره رفته و سعی میکند تا آمریکا این طرح را ملغی کند، ولی طرح هنری پرشت یک طرح بین المللی است و مصوبه همگانی دولت های بزرگ وبسیاری در آن دست دارند و آمریکا به تنهایی نمیتواند آنرا لغو کن». این جنابان حتا فرق برجام و طرح هنری پرشت را تشخیص نمیدهند وطرحی که مربوط به وزارت امورخارجه دولت آمریکا بوده را یک طرح بین المللی میدانند. ازخوشان نمیپرسند «رضاشاه دوم رفته تا با آمریکائ یها چه معامله ای بکند». اگر قرار است معامله سری و پنهانی بکند چرا همه جا نوشته و گفته میشود، خوب یواشکی میرفت و میکرد و کسی هم نمیفهمید. اینان نمیتوانند بفرمایند چگونه معامله ای؟  آری همه ما میدانیم او معتقد هستیم که سابقه آمریکا در ارتباط با ایران خراب است، رابطه کاری آمریکا با همه دنیا خراب است. همینکه ایشان بعنوان فرزند و ولیعهد پادشاه فقید و نوه رضاشاه بزرگ در مقام «رهبر معنوی» رفته در محل کنگره آمریکا و با مسئولان آمریکائی صحبت کرده یعنی یکبار دیگر میخواهد بگوید ایران نیازی به آخوند ندارد و مردم ایران این «فرقه تبهکار» را نمیخواهند ولی آیا گفته است که ایران را بدست آمریکائی ها میسپارد؟؟ هرگز چنین صحبتی نه شده و نه از رضا شاه دوم چنین کاری سر میزند.

 هنوز نه به بار است و نه به دار این حضرات هرز نویس نه تنها به اعلیحضرت حمله میکنند بدون سند چنان ادعا ها و تهمت هایی به طرفداران نظام پادشاهی و طرفداران قانون میزنند که انسان از خواندن فحش نامه هایشان عرق سرد بر پیشانی می آورد! ….. احساس سرگیجه میکند…. از این پرت و پلا گویی هایشان هوش از سر میرود و دیگر چیزی نمیشنویم….. اینان به استاد امیرفیض حمله وفحاشی میکنند.

 میگوییم آقایان خانم ها بپذیریم که بقول شما ها «آقای رضا پهلوی»  در ۳۸ سال گذشته کار مثبتی نکرده که شما آن را نتیجه کم کاری و بی توجهی و بی مسئولیتی ایشان میدانید و توجهی هم ندارید که ایشان نمیتوانسته بعنوان ولایتعهد پادشاه فقید که در قاهره سوگند پادشاهی را بیان کرد، وارد فعالیت های سیاسی شود چون به استناد طرح وزارت امورخارجه آمریکا موسوم به طرح هنری پرشت، وی و سامانه پادشاهی ایران به گروگان گرفته شده و این منطقی است که از شخص گروگان نمیتوان انتظار داشت که شخصا خودش را آزاد کند حالا هم که با توجه به شرایط زمان و مکان در جستجوی روزنه ای برای تعلیق طرح هنری پرشت است و با دولتمردان آمریکائی بهانه مذاکره باز کرده، باز هم بنظر شما اشتباه است؟؟. پس ایشان باید چه کنند؟  ولی تمامی مرغهای این حضرات هرز نویس و هرز گو و پرت و پلا نویس یک پا دارد! و مانند آن توده ای که هرگز مارکس را نفهمید و هرگز “داس کاپیتال” کتابی  که هرکس بایستی آنرا بخواند تا بتواند تحلیل های متفکرانه را در دوباره خوانی و در سایه نگاهی غیر متعصبانه درک کند طرح هنری پرشت و نوشته و حرف های مارا هم نمی فهمند.. چون منطقشان ته میکشد به فحاشی می افتند و تهمت میزنند. همانطور که حزب اللهی ها، ثاراللهی ها، توده ای و مجاهد و جبهه ملی چیی ها و پان ایرانیست ها تا به ته منطق میرسند فحاشی می کنند.

 این حضرات خود بزرگ بین که به خودشان عنوان های پی اچ دی و دکتر و مهندس و متخصص داده اند یک ملاقات ساده و تشریفاتی را رابطه معامله شده و قرار شده میدانند و گمان دارند که بگفته خودشان «رضا پهلوی» با یک تانک آمریکائی به ایران میرود تا بر اریکه پادشاهی تکیه زده و سپس مجری حکومتی دست نشانده آمریکا در ایران شود… این یعنی مزدوری بیگانگان،…. این حضرات چه مدرکی در اینباره دارند؟؟ جز فحاشی و هرز نویسی؟؟ و آنرا آزادی بیان میدانند نه شایعه پراکنی و ریاکاری!!

 اینها  نتیجه ۳۸ سال بهمراه سکوتی نکبتبار از سوی طرفدرارن مشروطه پادشاهی در اپوزیسیون برونمرزی ماست. اگر همچنان ادامه یابد به یکصد سالگی هم خواهد رسید. این نشانه عقیم بودن اپوزیسیون برونمرزی ماست. ایرانیان برونمرزی با استفاده از حربه پناهندگی در سرزمینهای بیگانه مسکن گزیدند، خانه خریدند، بیزنس خود را راه انداختند. تا اقامت قانونیشان را گرفتند رفتند و از نمایندگی های همان رژیم سفاک و خونریز گذرنامه ایرانی شان را تمدید و تجدید کرده و با اندوخته هایشان در ایران زمین و خانه خریدند و هرسال میروند برای رفع و فتق امور مالی، و چون دائم در حال رفت و آمد به ایران هستند دیگر در کشور محل اقامتشان در هیچ تظاهرات ضد رژیم اسلامی ظاهر نشدند!!! حالا بگردیم تا در برونمرز اپوزیسیون ایران را پیدا کنیم….

 سرنوشت آینده و نوع حکومت ایران تنها بدست ایرانیان درونمرز تعیین خواهد شد و بس! ولی تا رسیدن به آن مرحله بایستی از قانونی برای جایگزین کردن قانون بربریت اسلامی که دولت جمهوری ملایان حاکم کرده است استفاده شود. بدون قانون نمیشود با بی قانونی های تبهکاران فرقه ای مبارزه کرد نخست بایستی قانون اساسی ۱۹۰۶ و متمم آن جایگزین شده و کشور پس گرفته شود سپس پلهای بسوی آزادی ایران را گذر کرد. نمیشود پل ها را خراب کنیم بدون اینکه وسیله ای برای گذر از این آبراه داشته باشیم. به فریادهای جوانان ایران در پاسارگاد و در روز کورش گوش کنیم که در زیر بالهای خفاش خون آشام و همراه با هزاران خطری که تهدیدشان میکند یکصدا نام رضاشاه دوم را میخواندند. اگر رضاشاه دوم به ایران برود نه برای مزدوری آمریکا و نه در تانکهای آمریکائی و بدور از هرگونه سازش و مزدوری بیگانگان بلکه برای پاسخ به فریادهای جوانان ایران که در سالروز کوروش در پاسارگاد نامش را فریاد میزدند، خواهد بود و این تنها پاسخ رضاشاه دوم به ندای تاریخ سربلند ایران و ملت سرافراز ایران خواهد بود.

 مظهر و سمبول سامانه چندهزار ساله پادشاهی ایران آریائی هرگز برای رفتن به میهن اش، مخفیانه در تانکهای بیگانگان نمیرود بلکه آشکارا بر دوش جوانان آزاده و میهن پرست ایران به خاکبوسی ایرانبوم خواهد رفت تا شاهکار ناتمام رسیدن ایران به دروازه های تمدن بزرگ را که دسیسه بیگانگان نگذاشت تا پدر بزرگوارش آن را به اتمام رساند، او به سرانجامش رساند.

ح-ک

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
balatarin cloob Donbaler viwio Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious

درباره admin