سمرقند، بخارا و بحرین درگیر حفظ زبان فارسیند و مردم ایران درگیر ابوالفضل و اصغر، نوشته باران بهاری

پیشینه اقوام ایرانی تبار در فرارود

سمرقند، بخارا و بلخ مهد تمدن ایرانی و از گهواره های تمدن پارس بوده اند. آنچه امروز بعنوان زبان فارسی می شناسیم در حقیقت گویش این مردمان است و دهها ادیب ، هنرمند و دانشمند از آن دیاران برخاسته اند.

اگر بخواهیم تاریخ هزار سال گذشته ایران را بررسی نماییم و اگر بخواهیم به زبان فارسی و چامه سرایان آن بپردازیم ، گزاف نیست اگر بگوییم پارسی درختی است که دانه اش را مردم سمرقند و بخارا کِشتند.

سلسله سامانیان که اولین سلسله منظم ایرانی تبار پس از اسلام بود بخوبی از زبان فارسی دری استقبال نمود و آنرا در دربار خود بکار بست. هرچند یعقوب لیث صفاری افتخار رسمی کردن پارسی را با خود دارد ولی سامانیان بودند که با ایجاد حکومتی مقتدر و امنیت در مرزها بستر مناسب پیشرفت علم و هنر را بوجود آوردند. دانشمندان بنامی چون ابن سینا ، ابوریحان بیرونی ،فارابی و  چامه سرایان بی مانندی چون فردوسی و رودکی همگی زیر چتر امنیت حکومت پارسی زبان  سامانیان به ثمر نشستند و اگر حملات و ترکتازی خانهای آسیای میانه نبود شاید تا چند سده می شد این فرهنگ و هنر نوپا را در پیشرفت و فزونی دید. چیزی که شوربختانه با جنگ قدرت میان خانات فرا رود هرگز تحقق نیافت و کتابخانه ها در آتش خشم سلاطینی مانند محمود غزنوی سوخت.

تصرف خانات بخارا وسیله شوروی

شوربختانه پس از تصرف این دوشهر وسیله حکومت روسیه شوروی ، تقسیمات کشوری جمهوریها بدون توجه به فرهنگ و پیشینه آن مردم بوده است و از این روی این دو شهر از جمهوری تاجیکستان جدا گشتند. زبان فارسی گمابیش ممنوع شد و برای نزدیک ۷۰ سال مردم تاجیکستان و دوشهر بخارا و سمرقند که به ازبکستان ضمیمه شده بودند از آموزش و سواد آموزی این زبان محروم گشتند.

مرزهای سیاسی میان ازبکستان و تاجیکستان همچنان بر اساس تقسیمات شوروی است و دو شهر فارسی زبان سمرقند و بخارا در آتش خشم ازبکها بشدت در فشارند. زبان فارسی در ازبکستان بسیار محدود است و در سمرقند تنها یک روزنامه فارسی زبان وجود دارد که هر لحظه ممکن است تعطیلش نمایند و سردبیرش هم در بازداشت بسر می برد. زبانی که روزگاری ادب و هنرش افتخار مردمان این دو شهر بود ، زبانی که شکر خوانده می شد و دیگر مردمان آنرا “شیرین” می خواندند و چامه هایش را به قند پارسی تشبیه می نمودند با تعصب و دشمنی دولت ازبکستان روبرو شد. امروزه تاجیک بودن در ازبکستان یعنی شهروند درجه دوم بودن و این رویه را حکومت ازبکستان ایجاد نموده است تا به چند هزار سال فرهنگ و هنر پارسی در فرارود پایان دهد.

زبان فارسی در ازبکستان بسیار محدود است و در سمرقند تنها یک روزنامه فارسی زبان وجود دارد که هر لحظه ممکن است تعطیلش نمایند و سردبیرش هم در بازداشت بسر می برد. زبانی که روزگاری ادب و هنرش افتخار مردمان این دو شهر بود ، زبانی که شکر خوانده می شد و دیگر مردمان آنرا "شیرین" می خواندند و چامه هایش را به قند پارسی تشبیه می نمودند با تعصب و دشمنی دولت ازبکستان روبرو شد. امروزه تاجیک بودن در ازبکستان یعنی شهروند درجه دوم بودن و این رویه را حکومت ازبکستان ایجاد نموده است تا به چند هزار سال فرهنگ و هنر پارسی در فرارود پایان دهد.

مشکلات مذهبی در افغانستان ، تاجیکستان و ازبکستان

مذهب اسلام رسمی در میان همه مردم منطقه است ولی می بینیم گه در تاجیکستان حکومتی سکولار با وجود همه مشکلات مالی و اقتصادی ، خود را بعنوان سومین کشور پارسی زبان حفظ نموده است. اما نا امنی در افغانستان و ایجاد جو ترور و وحشت در منطقه باعث شده است که حکومت ازبکستان با این بهانه به سرکوب روزنامه های تاجیک و دستگیری هنرمندان و نویسندگان بپردازد. رفتار حکومت ازبکستان با اهالی شهرهای سمرقند و بخارا بسیار تحقیر آمیز است و چنان ایشان را تحت فشار قرار داده اند که از تاجیک بودن خود پشیمان شوند.

با این وجود تلاش رئیس جمهوری تاجیکستان در حفظ بازماندگان تاجیک ستودنی است. کشور کوچک تاجیکستان کشوری کوهستانی متشکل از صدها دهات پارسی زبان فراوان است که بعنوان یک ذخیره آبی در جهان شناخته می شود و ممکن است در آینده با فروش آب به کشوری ثروتمند بدل گردد، اما نفوذ طالبان و اسلامگرایان همواره این کشور فقیر را در خطر قرار داده است.

کشور بحرین اکثریتی ایرانی تبار داشته و دارد. اما در 50 سال گذشته پادشاه سعودی تبار بحرین سعی کرده است که با مهاجرت دادن اعراب سنی عربستان به بحرین و دادن شناسنامه بحرینی به ایشان ، مردم ایرانی تبار و فارسی زبان بحرین را در اقلیت قرار دهد.چه بسیار بحرینی لایق که بخاطر فارسی زبان بودن از یک کارمند جزء بالاتر نرفته است. تبعیض نژادی حاکم بر بحرین چیزی است که تا نروید و نبینید باور نمی کنید.

بحرین

کشور بحرین اکثریتی ایرانی تبار داشته  و دارد. اما در ۵۰ سال گذشته پادشاه سعودی تبار بحرین سعی کرده است که با مهاجرت دادن اعراب سنی عربستان به بحرین و دادن شناسنامه بحرینی به ایشان ، مردم ایرانی تبار و فارسی زبان بحرین را در اقلیت قرار دهد. مشاغل مهم دولتی هرگز به مردم بومی بحرین داده نمی شود و اعراب سعودی و سنی مذهب در صدر قدرت بحرین هستند. چه بسیار بحرینی لایق که بخاطر فارسی زبان بودن از یک کارمند جزء بالاتر نرفته است. تبعیض نژادی حاکم بر بحرین چیزی است که تا نروید و نبینید باور نمی کنید.

چند هزار سعودی که از عربستان کوچانیده شده اند و هیچ اِرگی (رگ : عِرق) به بحرین ندارند بر مردم بحرین با ۲۵۰۰ سال حضور در آن حکومت می کنند. نکته غم انگیز این است که جنگ مذهبی میان ایران و عربستان به بحرین کشیده شد تا بیش از پیش فشار بر مردم بحرین که خواستار حاکمیت بر سرنوشت خویش بودند افزوده شود. از زبان فارسی در بحرین نگوییم بهتر است. مردم بحرین فارسی زبانانی هستند که لهجه ای شبیه بوشهری دارند ولی بارها شده است که فارسی صحبت کردن یک پیش خدمت به اخراج و حتی شلاق توسط کارفرمای سعودی الاصل انجامیده است.

 آخوندهای ایران اگر توان آن را داشتند تا امروز زبان را به عربی تغییر داده بودند و هرگز دل خوشی از زبان و تمدن ایرانی ندارند.

تنهایی زبان فارسی

ایران که دست یک مشت آخوند افتاده است . آخوندهای ایران اگر توان آن را داشتند تا امروز زبان را به عربی تغییر داده بودند و هرگز دل خوشی از زبان و تمدن ایرانی ندارند.

افغانستان هم که سالهاست در برادر کشی و گرو کشی میان جنگ طلبان است و چیزی از سواد و فرهنگ را پس از ۴۰ سال جنگ داخلی در این کشور نمی توان انتظار داشت. ضمن اینکه قدرت و سیاست بیشتر در دست پشتونهاست که با وجود شباهت و نزدیکی زبانشان به فارسی ، این زبان پرمایه را دشمن دارند و سعی داند آنرا از رسمیت بیاندازند. امیدواریم روزی مردم این کشور با احترام به زبان و فرهنگ یکدیگر بجای کشتار ، سعی درآبادانی و آسایش خود کنند که در سایه آن می توان بازگشت هنر و فرهنگ را هم شاهد بود؛ این آرزوییست که فعلا نمی توان بر آن دلی بست!

قسمتهای تاجیک ازبکستان هم همانطور که گفتیم با تحقیر و فشار سیاسی حکومت روبرو هستند و حکومت ازبکستان با تاجیک بمانند شهروند دجه دوم برخورد می کند؛ انگار نه انگار که این دوشهر را شوروی بخاطر اهداف اقتصادی ضمیمه جمهوری ازبکستان نمود و پیش از آن این دو شهر به تاجیکستان متصل بودند.

بحرین هم که در آتش جنگ سنی و شیعه می سوزد و مردم فارسی زبان فقط در خانه می توانند به زبان مادری سخن بگویند.

تنها می ماند تاجیکستان؛ کشوری کم جمعیت اما سکولار که فرهنگ و زبان پارسی را ارج نهاده و هرساله جشنهای ایرانی را با شکوه بیش از پیش برگزار می نماید. فقر و تنگدستی مردم این کشور بخاطر نداشتن زمین است. ۹۰ درصد تاجیکستان کوههای  با شیب تند است ولی به همین دلیل شاید این کشور در صورت ادامه امنیت و ثبات بتواند از صنعت توریسم و فروش آب به در آمدی برسد؛ حکومت سکولار تاجیکستان دموکراسی نیست و شاید به مزه گاه ما خوش نیاید ولی دست کم حفظ زبان و تمدن تاجیکها در میان این همه تروریست اسلامی پیرامون آن هم شاید هنری باشد.

اجیکستان؛ کشوری کم جمعیت اما سکولار که فرهنگ و زبان پارسی را ارج نهاده و هرساله جشنهای ایرانی را با شکوه بیش از پیش برگزار می نماید. فقر و تنگدستی مردم این کشور بخاطر نداشتن زمین است. 90 درصد تاجیکستان کوههای با شیب تند است ولی به همین دلیل شاید این کشور در صورت ادامه امنیت و ثبات بتواند از صنعت توریسم و فروش آب به در آمدی برسد؛ حکومت سکولار تاجیکستان دموکراسی نیست و شاید به مذاق ما خوش نیاید ولی دست کم حفظ زبان و تمدن تاجیکها در میان این همه تروریست اسلامی پیرامون آن هم شاید هنری باشد.

سخن پایانی

مردم ایران در حالی به کربلا و سامرا و نجف می روند و سالانه میلیاردها دلار در حلق آخوندهای ایران و عراق می ریزند که زبان فارسی در بسیاری از همسایگان مانند ازبکستان بصورتی تحقیر آمیز و ستیزه جویانه در حال تخریب است. ای کاش اندکی از توجه ما به استخوانهای امامان عرب با توجه به همسایگان فارسی زبان و سفر به تاجیکستان و ازبکستان برای بسط و پیشروی فرهنگ پارسی خرج می شد. ای کاش مردم ایران گوشه ای از آن میلیاردها دلار قبر امامان را با سفر به سمرقند و بخارا و دوشنبه خرج می کردند.

از حکومت ایران سخن نگوییم بهتر است. آخوند چه حکومتی باشد و چه حتی غیر حکومتی؛ شکی نیست که آخوند دشمن زبان فارسی و تمدن ایرانی است.

 منبع، فضول محله

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
balatarin cloob Donbaler viwio Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious

درباره admin